
در چنین شرایط حساسی، روابطعمومی از یک «وظیفه تشریفاتی» به یک «رکن استراتژیک امنیت ملی و اجتماعی» ارتقا مییابد. اطلاعرسانی بهموقع، نه یک انتخاب، که یک الزام حیاتی است که میتواند تفاوت بین «مدیریت بحران» و «بحران مدیریتنشده» را رقم بزند.
ضرورت ویژه اطلاعرسانی بهموقع در بحران و جنگ
در شرایط جنگی، خلأ اطلاعاتی هرگز خالی نمیماند. اگر دستگاههای ارتباطی و روابطعمومی سازمانها، نهادها و رسانههای رسمی به سرعت وارد میدان نشوند، این شایعات، اخبار جعلی و پروپاگانداهای دشمن هستند که فضای ذهنی جامعه را پر میکنند. در این میان، «زمان طلایی اطلاعرسانی» نقشی حیاتی دارد:
1. جلوگیری از شایعهپراکنی و کاهش وحشت: در ساعات اولیه یک بحران (مثل حمله نظامی، انفجار یا بلایای طبیعی)، مردم تشنه اطلاعاتاند. کوچکترین تأخیر، زمین را برای شایعات مرگبار آماده میکند. اطلاعرسانی سریع و دقیق، حتی با عبارت «ما هنوز اطلاعات کاملی نداریم، اما به محض دریافت اعلام میکنیم»، اعتمادآفرین است و از دامن زدن به ترس و وحشت جلوگیری میکند .
2. مدیریت افکار عمومی و پشتیبانی از آرامش ملی: جنگ، میدان جنگ روانی است. دشمن تلاش میکند با بزرگنمایی ضعفها و پنهانسازی نقاط قوت، حس ناامیدی را در جامعه تزریق کند. روابطعمومی با اطلاعرسانی شفاف از اقدامات پدافندی، وضعیت زیرساختها، نحوه توزیع اقلام ضروری و... به عنوان «سپر دفاعی روانی» عمل میکند و از سرمایه اجتماعی نظام میکاهد .
3. تسهیل هماهنگی و مدیریت عملیات: در زمان جنگ، هماهنگی بین سازمانهای امدادی، نظامی، دولتی و مردمی حیاتی است. اطلاعرسانی بهموقع از طریق کانالهای معین (مانند پیامکهای همگانی، خبرگزاریهای رسمی و پایگاههای اطلاعرسانی) باعث میشود منابع هدر نرود و نیروهای امدادی در مسیرهای اشتباه گسیل نشوند.
خطاهای مهلک در ارتباطات بحران:
بررسی عملکردها در شوکهای اخیر نشان میدهد که برخی سازمانها مرتکب اشتباهات جبرانناپذیری میشوند:
· سکوت مطلق یا تأخیر فاجعهبار: برخی مدیران تصور میکنند سکوت به معنای مدیریت بحران است، در حالی که سکوت به معنای واگذاری میدان به رقبا (دشمنان و شایعهسازان) است.
· اطلاعات ضدونقیض: بدترین نوع اطلاعرسانی، اعلام آمارها و اخبار متناقض از زبان مسئولان مختلف است. این امر باعث سردرگمی و بیاعتمادی کامل مخاطب میشود.
· موجسواری تبلیغاتی و طنز نامناسب: در شرایطی که جامعه داغدار است یا در تنش به سر میبرد، استفاده از لحن طنز یا فرصتطلبی تبلیغاتی برای فروش کالا یا خدمات، یک فاجعه اخلاقی و ارتباطی است که تا سالها اعتبار یک برند را تخریب میکند .
راهکارهایی برای روابطعمومی کارآمد در شرایط جنگی
1. راهاندازی اتاق بحران مجازی: تشکیل تیمی متشکل از روابطعمومی، حقوقی و فنی که به صورت ۲۴ ساعته آماده انتشار بیانیههای فوری است.
2. شفافیت هوشمندانه: ارائه آمار دقیق از خسارتها (در چارچوب مسائل امنیتی) و پذیرش نقصها، بسیار بهتر از انکار واقعیت است. مردم خطا را میبخشند، اما دروغ و پنهانکاری را نه.
3. همدلی، اولویت اول: لحن پیامها باید همدلانه، امیدوارکننده و واقعبینانه باشد. روابطعمومی باید نشان دهد که در کنار مردم است، نه بالای سر آنها .
و در پایان نتیجه میگیریم
در دوران جنگ و بحران، «سرعت» حرف اول را میزند، اما «دقت» حرف آخر را. اطلاعرسانی بهموقع، درست و شفاف، ستون فقرات تابآوری ملی است. روابطعمومی در این برهه، دیگر یک واحد اداری نیست؛ یک سنگر است. سنگر آگاهی، امید و وحدت. وظیفه ما به عنوان کنشگران رسانهای، پاسداری از این سنگر با قلم و صدای صادق خود است.
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد